×يادگاري از يك عشق پوشالي×
I love my EYES when u look into them, ّّّّّّّّّlove my NAME when u say it, I love my HEART when u love it, I love my LIFE when u are in it.
تکیه داده ام به سایه ی روی دیوار به تنهایی خودم... گاهی پنجره ای به آسمان می زنم وپر می شوم ازحسرت حضور درشب نشینی شلوغ ستاره ها وگاهی مثل باران چکه چکه خیس می کنم تنهایی بزرگ زمین را با این همه باز تنهایم از همیشه تنهاتر خودم را عنکبوتی می بینم که از حرص،تار می بافد انتظار! همیشه تا همیشه!
تنها تو شاید بتوانی پایانی باشی برای انتظار! تنها تو! تو که هنوز چشمانت دروغ گفتن نیاموخته اند! تو که هنوز نیاموختی لباس بر تن نگاهت بپوشانی! تو که هنوز چشمانت دروغ لب هایت را فاش می کند! تو که هنوز کودکی پاک و معصوم!... و یا شاید.... و یا شاید این انتظار کمی طولانی شود! به اندازهء تمام عمر من! میبینم که فقط من نیستم که تو تنهایی دارم غرق میشم و هیچکس صدای سکوت منو ... اما تنهایی من با مال تو و دیگری خیلی فرق داره . خیلی . مثل خاطره هامون . دوستامون عشق مون . تفریحاتمون(تفریح من چیه؟) . کجای این دنیای شلوغ زمین نه دنیای شلوغ داریم نفس می کشیم ؟ شایدم من احمق این جهان هستم . هیچ چیز برام اهمیت نداره . حتی اگه بعد از این جهان بهشت یا جهنمی باشه . من تو زمان حال خودم گم شدم .
ترس ندارد من دو سه سالیست حداقل روزی یک بار میمیرم... 
![]()

![]()

خسته ام از به انتظار هیچ کس نشستن! و خستهء یک راه پر پیچ و خم!
![]()

![]()

![]()
| Design By : RoozGozar.com |




